رمضان در تنهایی، رمضان تر است
به گزارش سارا نوشت، لاله جهانگرد:گلدان های خانه ما همه منتظرند ببینند کی روزهای ماه رمضان از راه می رسند. همه چیزهای خانه مثلاً مبل خانه، پرده های حریر پنجره های مشبک، قالی پر از رؤیا و میز کار توی اتاقِ همواره شلوغم، همه در انتظار رسیدن ماه رمضان هستند.
همه چیزها روح دارند و روح هرکدام آن ها می خواهد که پاک گردد. بوته های توت فرنگی هم می خواهند پاک بشوند. ابر هم فقط به این دلیل می بارد که می خواهد پاک گردد. نوشته های روی میز هم دلشان می خواهد که پاک شوند. همه چیز در ماه رمضان به سوی پاکی می رود. همه چیز در ماه رمضان سفید و نورانی است.
غروب های ماه رمضان روح همه چیزهای توی خانه دور من جمع می شوند. من حجم تنهایی ام را بغل می کنم و به همه آن چیزها می گویم روزهای رفته را بشویند.
خودم هم تقویم زندگی ام را بیرون می آورم. رنگِ روزهای زیادی، پریده است. چیزهای کوچک زیادی را از یاد برده ام. اما خدا از توی تمام صفحه ها دارد مرا نگاه می کند. من از نگاه او نمی گریزم.
او در ماه رمضان مهربان تر نگاهم می کند. او خودش این تقویم را برایم فرستاده است. او در فصل ها می نشیند و تازه شدن مرا نگاه می کند.
او دوست دارد من همواره صورتم را به سمت او برگردانم.
او دوست دارد من همواره با او حرف بزنم. کلماتم را به او نشان بدهم. ماجرای کوشش روح چیزهای توی خانه برای پاک شدن را برای او تعریف کنم. رازهایم را به او بگویم. برای او اشک بریزم. برای او بخندم. برای او قصه بگویم و برای او روزهایم را به تماشای دنیا ببرم.
غروب های ماه رمضان، او مرا با نام کوچکم صدا می کند. به من می گوید که نوشته های دفترچه ام را خوانده است. به من می گوید که از خواب هایم خبر دارد. می گوید که حاضر است به من روزهای بهتری بدهد.
او می خواهد من از او بپرسم پاک شدن چگونه است؟ و او به من بگوید که یعنی طوری از فصل ها بگذری که خودت بتوانی پشت و روی قلبت را تماشا کنی، بتوانی صدای خودت را در خواب بشنوی، از سایه خودت نترسی و وقتی داستانت را برای خودت تعریف می کنی، از خاتمه آن هراسی به دلت راه ندهی.
تمام چیزهای خانه به تو دلداری می دهند. تو در میان آن ها نشسته ای. تنهایی با توست و تو اصلاً از تنهایی هراسان نیستی. وقتی تنها هستی، رمضان برایت، رمضان تر است!
تصویرگری: سایت وینبری آرت
منبع: همشهری آنلاین